تبلیغات
وبلاگ علمی - پژوهشی دبیران تاریخ منطقه یک تهران - نقش زنان در عرصه‌های نظامی صدر اسلام1
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهرا غفاریان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ علمی - پژوهشی دبیران تاریخ منطقه یک تهران
والعصرOان الانسان لفی خسرOالا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبرO






 

ابراهیم مشفقی‌فر*
چكیده
درتحولات صدر اسلام به شكل‌های مختلف، حضور و نقش‌آفرینی زنان دیده می‌شود. در این نوشتار كاركردهای مستقیم نظامی، پشتیبانی‌كننده و درمانی زنان صدر اسلام با توجه به غزوات و سرایای عصـر پیامبراسلام(ص) مورد بررسی قرارگرفتـه و آنچه در این زمینه انجام‌شده است، هم‌آینیه تمام‌نمای سُنَّت پیامبر(ص) و هم نتایجی از این سُنَّت شریف می‌تواند باشد.
همین مقدار نقش و كاركرد زنان صدر اسلام، كه جلوه‌های برجسته آن در غزوات اُحُد، احزاب، حنین و... تصویر شده است با ویژگی‌های خاص خود، هم استعدادها و توانمندی‌های نیمی از نیروی انسانی جامعه را نشان داد كه بیشتر در عصر جاهلی مایه ننگ جامعه به ویژه در بُعد نظامی به شمار می‌آمد و هم تحول عظیمی را نشان داد كه در احیای حقوق و شرافت این جمع به عمل آمد؛ در عین‌حال الگویی ارائه شد كه در طول قرون و اعصار، سرمشق جوامع انسانی و اسلامی، و مایه مباهات اُمت اسلام شود.
كلید واژه‌ها: زنان صدر اسلام، جنگ‌های صدر اسلام، عرصه‌های نظامی و زن، زن و اسلام.
مقدمه
نقش نظامی زنان، نه‌تنها از چارچوب‌های موجود در زمینة جایگاه، اهمیت و نقش عمومی زنان در جامعه عرب دوره جاهلی و دورة ظهور و تكوین اسلام خارج نیست بلكه از هنجارها، سُنَّت‌ها و رسوم آن جامعة متأثر است. البته برخی سُنَّت‌های دورة جاهلی در دوره اسلامی ادامه یافت اما برخی رفتارها و رسوم كه با مفاهیم و مقررات آیین جدید مغایر بود، تغییر یافت و یا منسوخ شد.
هرچند در مباحث عام، موضوع موردبحث نیز مدّنظر متخصصان بوده و در چارچوب موقعیت و وضعیت زن در دورة جاهلی و صدر اسلام مورد توجه قرارگرفته است به‌طور مشخص و مبسوط به نقش نظامی زنان توجه نشده و حداقل همه‌جانبه به این مسئله پرداخته نشده است.
درهرحال مسائلی همچون نقش مستقیم زنان در عرصه‌های رزم،نقش پشتیبانی‌كننده آنان در جنگ‌ها نظیر درمان مجروحان، رسانده آب و غذا به جنگجویان، حمایت روحی و روانی، ایجاد انگیزه‌های مقاومت و پایداری در عرصة پیكار برای مردان، وضعیت و سرنوشت زنان اسیر، حقوق و سهم آنان از غنایم، آسیب‌پذیری‌ها و تهدیداتی كه در ایفای این نقش متوجه آنان بود و... از جمله مباحثی است كه در خور توجه است. هرچند اطلاعات فراوانی در منابع درمورد آنها وجود دارد كه مورد توجه محققان قرارگرفته است تا به استخراج قواعدی بپردازند و به نتایجی برسند، سعی نگارنده بر این است كه با توجه به محورهای این بحث به مطالبی از منابع و متون اصلی تاریخ اسلام دست یابد تا هم به ارائه تصویری از نقش زنان در عرصه‌های رزم بپردازد و هم تا حدودی تغییرات و تحولات عصر جاهلی و دوره اسلامی را تشخیص دهد.
زن و جنگ در جامعة عرب جاهلی
موقعیت و جایگاه زن در جامعة جاهلی عربستان در ایفای نقش در عرصه‌های سیاسی‌ـ نظامی نیز تعیین‌كننده بود. اعراب جاهلی پسران را بر دختران ترجیح می‌دادند و در این جامعة قبیله‌ای و مبتنی بر عصبیت و نسب بود این امر، طبیعی به شمار می‌آمد. دختران در این جامعه منزلت فروتری داشتند و این علاوه بر حفظ نسب، ناشی از اتكای اعراب در شكار، حمله و جنگ به فرزندان پسر بود. هنوز هم در جامعة معاصر عرب به ویژه در بادیه و روستا، تمایل به تولد پسران به مراتب افزون‌تر است. با این همه بسیاری از عرب‌ها دختران خود را مورد نوازش و محبت قرارمی‌دادند و این شاید از ضعیف‌بودن دختران و مهربانی آنان نسبت به پدران خود سرچشمه می‌گرفت (عبدالعزیز سالم: ص 353). یكی از مظاهر گرامی‌داشت و اعزاز دختران از جانب پدرانشان این بود كه كُنیّه بعضی از آنان از نام دخرانشان گرفته می‌شد (ابی‌الفرج اصفهانی، الاغانی، ج9، ص294 و 329).
با این‌حال، تعداد زیادی از اعراب عصر جاهلی دختران را ناپسند می‌داشتند و از آنان بیزار بودند؛ قرآن می‌فرماید: «و اذا بُشّر احدهم بالانثی ظل و جهُهُ مسودا و هم كظیمُ یتواری من‌القوم من سوء ما بُشّر به، اَیُمسكُهُ علی هون ام یدسُّهُ فی‌التراب الاساء ما یَحكمون» (سوره نحل/58 و59) آن‌گاه كه به یكی از ایشان مژده تولد دختری داده‌می‌شد، چهره‌اش سیاه و تیره می‌گردید. درحالی‌كه خشم خود را فرومی‌خورد، خود را از بدی مژده‌ای كه به وی داده شده بود از مردم پنهان می‌كرد. آیا به خواری او را نگه‌دارد و یا در خاك مدفون سازد؛ همانا زشت است آنچه بدان حكم می‌كنند. در آیة 17 سوره زخرف می‌فرماید: «اذا بُشّر اَحَدَهُم بما ضرب للرحمن مثلاً ظَلَّ وجههُ مسّوداً و هو كظیم»: چون به یكی از آنان خبر داده شود به آنچه برای خداوند مثل می‌زند (یعنی خبردهندش كه همسرت دختر زاییده است) چهره‌اش سیاه می‌گردد درحالی كه خشم خود را فرو می‌خورد.
برخی صاحب‌نظران علت زنده به گور كردن دختران را به غیرت عرب جاهلی و هراس آنان از ننگی كه در صورت بزرگ‌شدن و به اسارت رفتن دختران متوجه وی می‌شد، مربوط ساخته‌اند (عبدالعزیز سالم: 353). برخی دیگر از پژوهشگران بر این باورند كه رسم زنده به گوركردن دختران نخستین‌بار در میان قبیله ربیعه به وجود آمد. چون دختر یكی از رؤسای این قبیله به اسارت رفت و پس از صلح او را بازگرداندند، وی را در انتخاب پدرش و كسی كه نزد او بود مخیر گذاشتند و او كسی را كه نزد وی بود برگزید و او را بر پدرش ترجیح‌داد. این رفتار او خشم پدر را برانگیخت و چنین سُنَّتی را در میان قبیله خود وضع كرد. آنان از روی غیرت و ترس از تكرار چنین حادثه‌ای به زنده به‌گوركردن دختران خویش پرداختند و سپس این رسم در میان عرب‌ها شیوع یافت (آلوسی: بلوغ‌الارب فی‌احوال‌العرب: ج3، ص43). برخی از روایات رسم زنده به‌گوركردن را به قبیله كنده نسبت داده‌اند(همان، ص42).
البته علل مختلفی در این كار گفته شده از جمله بیم فقر و تهیدستی كه در آیة 31 سورة اسراء نیز به آن اشاره شده است كه می‌فرماید: «و لا تقتلوا اولادكم حیشنة اِملاق، نحن نرزقكم و ایاكم اَنَّ قَتِْلَهم كان خَطَئَاً كبیراً». در این میان تأثیر هراس اعراب را از ننگ در صورت به اسارت رفتن دخترانشان در ایام جنگ و حمله، نیز نمی‌توان نادیده گرفت. زندگی عرب همه در كشمكش و جنگ می‌گذشت و اسارت نیز یكی از پیامدهای این جنگ بود.
نكته حائز اهمیت درمورد نقش مستقیم زنان در صحنه‌های جنگ و یا در درمان مجروحان و در پشتیبانی مردان جنگی در منابع نكات قابل‌توجه زیادی وجود دارد. پژوهشگران نیز مثال‌ها و شواهدی را مورد استناد قرارداده‌اند مربوط به پس از اسلام كه در جای خود به آنها پرداخته می‌شود؛ اما سخن در این است كه آیا این موارد را باید در زمرة تحولات بعد از اسلام به حساب آورد و یا ادامة سُنَّت‌های پیشین است. در دوره جاهلیت باید تماماً به نقش تضعیف‌كننده جبهه خودی در برخوردهای نظامی و جنگ‌ها قائل شد و یا اینكه جنبه‌های مثبت و تقویت‌كننده‌ای هم قابل تصور است نظیر درمان مجروحان، تقویت روحی جنگجویان، اجرای خدمات حمایتی نظیر كمك به ساخت لوازم جنگی و...
اعراب زن را جزء حیثیت خود می‌شمردند و هیچ چیز مثل اسارت زن آنان را تهییج نمی‌كرد. در این‌حال سواره به دنبالشان می‌تاختند و از هر فراز و نشیب می‌گذشتند تا به مطلوب برسند و زنان اسیر را آزاد و خود را از ننگ پاك كنند؛ چه اسیربودن زن در دست غیر، بزرگترین ننگ نزد عرب بود. زنان در جنگ با مردان همراه بودند و با سرودهای حماسی اراده‌شان را تقویت می‌كردند و چون سواركاری به خاك می‌افتاد با نوحه سوزان، مردان را به خونخواهی او تحریك می‌كردند و در این باب بین زنان عرب، نام‌هایی درخشان هست. از همه بالاتر خنساء است با اشعار مشهورش در رثای برادرانش صخر و معاویه. هرگاه قبیله به دلیل جلوگیری از خونریزی به گرفتن خون‌بها رضایت می‌داد زنان خشمگین می‌شدند؛ چنانكه كبشه خواهر عمر و بن‌ معدیكرب می‌سراید:
اگر خونخواهی‌نكنید و انتقام برادرم را نگیرید و خونبها بستانید
در خفت چون اسیران و بردگان سفته گوش باشید.
اُم‌عمر و دختر وقدان در نظیر همین مورد می‌گوید:
حال كه شما انتقام برادرانتان را نگرفتید
پس سلاح بیفكنید و به دوردست ابرق بروید
و آنجا سرمه‌دان برگیرید و جامة زنان بپوشید
وای از این قوم بی‌حمیت نادان
شوقی ضعیف می‌نویسد: عرب در جنگ وقتی چارة دیگری نمی‌ماند می‌گریخت مگر وقتی كه زنان همراه بودند. در این موقع با مشاهدة زنان گریزان و روگشاده از فرار خودداری‌كرده تا آخرین قطره خون پای می‌فشردند (شوقی‌ضعیف: 84).
زنان و نبردهای رویاروی
حضور و نقش‌آفرینی زنان، نوجوانان و افراد مسن در میدان‌های جنگ، قواعد و مقررات خاص خود را دارد. در صورتی كه موقعیت اقتضا می‌كرد یعنی درصورت وضعیت تدافعی مسلمین و در موقعی كه تعداد مردان و جوانان تكافوی جنگ و دفاع را نداشته باشد، ایفای نقش داوطلبانه و در موارد منحصر به فرد استثنایی و در حد نیاز صورت می‌گرفت. البته آنچه در گزارش‌های مربوط به تاریخ صدر اسلام در دست است در وضعیت خاص و صورت منحصر به فرد ایفای چنین نقش‌هایی گزارش‌شده است و به گونه‌ای نبود كه پیوسته و در سازمان نظامی واحدهایی از زنان وجود داشته باشد. در منابع به چنین نقش‌هایی از زنان در غزوات اُحُد، خندق و حنین اشارت رفته و بشرح دلاوری‌ها، نبردهای مردانه و حماسه‌آفرینی برخی از زنان پرداخته شده است.
پیش از اینكه به ارائة این دلاوری‌ها پرداخته شود، بیان این نكته لازم است كه اولاً آنچه را صورت گرفته است، می‌توان از سُنَّت رسول‌الله قاعده و قانون استخراج كرد. در ثانی‌تحول وتفاوتی با دوره قبل از اسلام جامعة عرب به دست می‌آید. البته‌ در‌این ‌مورد نمی‌توان قاطعانه نتیجه‌گیری كرد. این امر مستلزم بررسی جنگ‌های عصر جاهلی جامعه عرب است و یافتن پاسخ این سئوال كه آیا زنان در جنگ‌های دورة جاهلی به ویژه در ایام‌العرب نقش داشته‌اند و كیفیت آن چگونه بود. اما قدر مسلم اینكه در این زمینه فقر اطلاعات وجود دارد و همین به ابهام مسئله كمك می‌كند در صورتی كه در جنگ‌های دوره اسلامی اطلاعات فراوانی وجود دارد. شاید همین باعث شده كه پژوهشگرانی كه به بحث درمورد جامعه جاهلی قبل‌از اسلام و سُنَّت‌ها و فرهنگ این دوره پرداخته‌اند مثال‌ها و مصادیقی كه ارائه كرده‌اند به دوره اسلامی و جنگ‌های زمان پیغمبر مربوط است.
همان مقدار كه در صفوف لشكریان اسلام نقش زنان قابل‌توجه و مطالعه است در جبهه مقابل نیز چنین نقش‌هایی دیده می‌شود. به روایت ابن‌اسحاق در غزوه اُحُد، تعداد قابل‌توجهی از زنان به سركردگی هند دختر عتبه و زن ابوسفیان، سپاه مكه به فرماندهی او را همراهی‌ می‌كردند كه «همه زره پوشیده بودند و سلاح برگرفته و با مردان به مصاف آمده بودند» (سیره رسول‌الله: 395). زن ابوسفیان در میان لشكر می‌گردید و شعر می‌گفت و مردم را تحریض می‌كرد. این اقدامات و حضور زنان و شاعران برای تعمیق خشم و افزایش قدرت مقاومت سپاه مكه بود. ضربه شكننده‌ای كه یك سال پیش در غزوه بدر كبری از سپاه اسلام تحمل‌كرده و ده‌ها نفر از بزرگان مكه در میان كشتگان آنها بود كه در این میان برادر و پدر هند نیز در میان آنها بود. شعله‌های آتش انتقام و تلافی را در دل آنان و به ویژه زنانشان و هند شعله‌ور كرده بود و هنگامی كه مسلمین در مرحله اول جنگ به پیروزی رسیدند، برخی از این زنان به ویژه هند، فراریان سپاه مكه را به مقاومت می‌خواندند.
در لشگرگاه مسلمانان نیز زنان مسلمان و در رأس آنها فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) حضور داشتند و بر پشت خود آب و غذا حمل می‌كردند و مجروحان را سیراب و مداوا می‌كردند. اُم‌سلیم دختر ملحان و عایشه، همسر پیامبر بر پشت خود مشك حمل می‌كرد و خمینه دختر جحش به تشنگان آب می‌داد و زخمیان را مداوا می‌كرد (عبدالعزیز سالم: 318). «نسیبه یا اُم‌عماره در اول جنگ مشكی آب برگرفته بود و مسلمانان را آب می‌داد. وقتی در مرحله دوم جنگ، شكست نظامی در سپاه اسلام افتاد و در لحظاتی كه در كنار پیامبر(ص) معدود یارانی نمانده بودند، وی سلاح در دست گرفت و در كنار پیامبر(ص) ایستاد و نبرد كرد و به گفته خودش «كافران را به تیر و شمشیر از پیامبر دور می‌كرد» (سیرة رسول‌الله: 335). به نوشته واقدی در اثنای جنگ، پسر او كه در كنار پیامبر(ص) می‌جنگید به دست مشركی مجروح شد. پیامبر(ص) با دست، مرد مشرك را به نسیبه نشان داد و او با شمشیری به ساق پایش كوبید و به زمینش انداخت. پیامبر كه شاهد این صحنه بود تبسمی كرد كه دندان‌هایش آشكار شد. و فرمود: «اُم‌عماره انتقام خویش را گرفت» (قنوات: 98). از پیرزنی به نام اُم‌ایمن نیز نام‌برده شده است كه در راه اُحُد فراریانر ا دید و به آنها گفت شمشیر آن را به من بدهید. و به جای من دوك بریسید و خود عازم جنگ شد (منتظرالقائم: ص126 به نقل از طیری).
صحنه دیگری كه در آن هنر رزم‌آوری و جنگجویی مسلمانان به منصه ظهور پیوست در غزوه خندق و در سال پنجم هجرت بود. پیامبر(ص) به نوجوانانی كه بالغ نشده بودند فرمان داد كه به خانه‌های خود برگردند و همراه زن‌ها و بچه‌ها در كوشك‌ها باشند (مغازی، ج2: 339). در جریان غزوه خندق، زمانی كه شهر مدینه از یك‌سو در آن سوی خندق توسط عمده قوای سپاه در محاصره بود، یهود بنی‌قریظه نیز از نخلستان‌های جنوب مدینه به تهدید زنان و كودكان شهر پرداختند. طبق روایتی در این موقعیت، «حسّان‌بن‌ثابت كه مردی فوق‌العاده بود، همراه زنان به جهاد رفته بود. صفیه دختر ابوطالب در برج فارع بود و گروهی از جمله حسان‌بن‌ثابت همراه او بودند. در این موقع ده نفر از یهود به فرماندهی غزال‌بن‌سموئیل كه همگی از بنی‌قریظه بودند، هنگام روز به آن حصار حمله آوردند و شروع به نفوذ و تخریب حصاركردند. صفیه به حسان گفت: ای اباالولید برخیز و دفاعی‌كن. حسان گفت: نه به خدا قسم، جان خود را بر این یهودیان عرضه نمی‌دارم تا اینكه یكی از یهودیان به برج رسید و خواست داخل شود. صفیه جامه بر خود پیچید و چماقی به دست گرفت و به سوی آن مرد رفت و چنان ضربتی بر او زد كه سرش را خرد كرده، او را كشت و دیگر یهودیان گریختند» (مغازی، ج2، ص347). این عكس‌العمل قاطع و عملیات روانی تعدادی از رزمندگان كه به دستور پیامبر(ص) در نخلستان‌های جنوب مدینه مستقر و با فریادهای تكبیر، یهود بنی‌فریظه و مهاجمان آنها را مرعوب كردند، خطر از آن سوی مدینه برطرف شد و لازم نشد كه تعداد بیشتری از سپاهیان اسلام در جنوب مدینه مستقر شوند.
اما حماسی‌ترین صحنه در رزم زنان مسلمان در غزوه حنین ثبت شده است. درست در حالی كه مسلمانان در حال فرار بدند و مشركین سپاه پیامبر(ص) هركدام سركرم بررسی آرزوهای آینده خویش، دفاع چهار زن از پیامبراسلام(ص) و حلقه‌زدن آنان بر اطراف رسول خدا، نه‌تنها فراریان را به شرم افكند، بلكه فرصتی پدید‌آورد كه پیامبر(ص) آسیب نبیند و سپاه فراری را به مراجعت فراخواند. اُم‌عماره، اُم‌سلیم، اُم‌سلیط و اُم‌حارث چهار زنی بودند كه متأسفانه هم از نام و نشان آنان در تاریخ اسلام چندان اطلاعاتی باقی‌نمانده و هم از نقش آنان در نجات پیامبر و استمرار حیات آیین اسلام گفتگوی شایسته‌ای نشده است (بنگرید به سیره ابن‌هشام).
نوشته‌اند در همان صبحگاهی كه 12000 مسلمان با وحشت تمام رو به فرار گذاشته بودند، اُم‌عماره شمشیری به كف گرفته، شجاعانه بر بنی‌هوازن می‌تاخت و آنان را از نزدیك‌شدن به رسول‌خدا(ص) ممانعت می‌كرد. اُم‌سُلیم كه شمشیری در دست نداشت با خنجری در كام دشمن فرو می‌رفت و قهرمانانه می‌جنگید. شگفت اینكه اُم‌سُلیم دختر ملحان و همسر ابوطلحه انصاری درهمین‌حال به عبدالله‌ ابی‌طلحه آبستن بود (واقدی، مغازی، ج3، ص689ـ690). شاید همین خلوصی چنین زنان قهرمان ولی فراموش‌شده تاریخ اسلام بود كه یكی از عوامل یاری فرشتگان در نبرد حنین، و باعث شد تا صحنه شكست به پیروزی تبدیل شود. فراریان چون دریافتند كه زنان مسلمان به یاری رسول‌خدا(ص) برخاسته درهمان‌حال فریادهای عباس را شنیدند كه آنان را به نام انصار و اصحاب بیعت رضوان... به بازگشت فرامی‌خواند، از وحشت خویش كاستند و پای فرار را كُند كردند. پس از بازگشت تدریجی مسلمانان، كار مقاومت بر بنی‌هوازن، صعب گشت و ساعاتی بعد، مسلمانان با اسارت 6000 نفر از بنی‌هوازن شهد پیروزی مجدد بر مشركین را چشیدند (زرگری‌نژاد: ص539).
نقش حمایتی زنان در جنگ‌ها
اساساً فلسفه حضور زنان در جنگ‌های صدر اسلام به ویژه در جنگ‌هایی كه خارج از مدینه رخ می‌داد و سپاهیان اسلام برای حضور در محل جنگ فواصلی را از مدینه طی می‌كردند، حضور حمایتی از سپاهیان اسلام بود و غیر از موارد خاص و ضروری كه به جنگ و رویاروی با دشمن پرداختند، عمدتاً بدین‌منوال بود. در غزوه خیبر بیش از سایر غزوات و سرایا نقش حمایتی بانوان مسلمان مطرح بوده است. همراه رسول‌خدا(ص) بیست نفر بانوی مسلمان هم به خیبر رفته بودند: اُم‌سلمه همسر آن حضرت و صفیه دختر عبدالمطلب و اُم‌ایمن و سلمی همسر ابورافع كه كنیر پیامبر(ص) بود، همسر عاصم‌بن‌عدی كه حامله بود و در خیبر وضع‌حمل كرد و سهله دختر عاصم در خیبر متولد شد، اُم‌عماره دختر كعب، اُم‌منبع... كعیبه دختر سعد اسلمی، اُم‌فناع اسلمی، اُم سلیم دختر ملحان، اُم‌ضحاك دختر مسعود حارثی، هند دخترعمربن‌حزام، اُم‌علاء انصاری، اُم‌عامر اشهلی، اُم عطیه انصاری زنان حاضر در غزوه خیبر بودند. اما انگیزه حضور این زنان را در غزوه خیبر در قولی از اُمِیّه دختر قیس‌بن‌ ابی‌الصلت غفاری می‌توان یافت. وی كه همراه گروهی از زنان قبیله غفار به حضور پیامبر(ص) رفته از ایشان اجازه خواست كه برای معالجه زخمی‌ها و سایراموری كه می‌توانند به مسلمانان كمك كنند در خیبر حضور یابند. پیامبر(ص) فرمود: در پناه خیر و بركت خدا باشید (مغازی، ج2، ص522).
علاوه بر درمان مجروحان جنگ، آب‌رساندن به رزمندگان، پخت غذا نیز از فعالیت‌های حمایتی زنان صدر اسلام بود. جابر‌ابن عبدالله انصاری اشاره می‌كند به اینكه در یكی از روزهای جنگ خندق، همسرم غذایی طبخ‌كرده بود. رسول‌خدا(ص) را به صرف این غذا دعوت كردم و پیامبر(ص)، تعدادی از یاران دیگر را نیز مهمان ما كرد و آمدند برای صرف غذا، اما هرچه از غذا خوردند، كم نشد (مغازی، ج2،ص338).
هم‌چنین تشجیع مردان جنگجو و دعوت آنها به پایداری در جنگ و اقدامات تبلیغاتی و عملیات روانی بر ضد دشمن نیز در زمره فعالیت‌های حمایتی زنان در جنگ‌های صدر اسلام به چشم می‌خورد. البته درمورد تشجیع مردان و واداشتن آنها به مقاومت موارد مهمی در صفوف سپاهیان كفار نیز دیده شده كه نمونه بارز آن در غزوه اُحُد و حنین بوده است. البته هرچند پایداری چهار زن مسلمان در حنین و رزم آنها برای مردان مسلمان‌ الهام‌بخش و تحریك‌كننده غیرت و حمیّت آنان بود، اساساً این زنان به این قصد در جنگ حضور نیافته بودند در صورتی كه كفار، زنانشان را به قصد واداشتن و ترغیب مردانشان به جنگ و مقاومت آورده بودند. در جنگ اُحُد زنان كفار همه زره پوشیده و سلاح برگرفته و همراه مردان به مصاف آمده بودند، از جمله ایشان یكی هند، دختر عتبه بن ربیعه زن ابوسفیان وی در میان لشكر می‌گردید و شعر می‌گفت و مردان را تحریص می‌كرد (سیره رسول‌الله،ص325). تعداد زنان قریش را 15 نفر نوشته‌اند كه دف و دایره می‌زدند در حالی‌كه سرمه‌دان و میل سرمه به همراه خود داشتند. سپس به عقب صفوف سپاهیان برمی‌گشتند و در هرجا كسی را می‌دیدند كه از جنگ روی برمی‌گرداند او را به جنگ ترغیب می‌كردند و كشتگان خود را در روز بدر به وی یاد‌آور می‌شدند. آنان در آوازهای خود چنین می‌خواندند:
نحن بنات طارق نمشی علی‌التمارق
ان تقبلوا نعائق او تدبر وانفارق
فراق غیروامق
«ما دختران طارقیم كه به روی تشكچه‌ها راه می‌رویم. اگر رو به سوی دشمن كنید با شما هم‌آغوش خواهیم شد و اگر پشت بر میدان جنگ كنید از شما دوری خواهیم‌كرد؛ دوری كسی كه دوستدار نیست».
هند این‌ شعر را می‌خواند: «ویها بنی‌عبدالدار ویها حمات‌الادیار ضربا ‌بكل‌تبار ای بنی‌ عبدالدار بجنگید، ای پشتیبانان تیره‌بختان، بجنگید با شمشیرهای برنده خود بجنگید و ضربت بزنید» (عبدالعزیز سالم، همان، ص319 به نقل از واقدی و ابن‌هشام).
البته در مرحله اول جنگ اُحُد كه مسلمین پیروز میدان بودند این تمهیدات چندان مؤثر نشد، اما وقتی ورق برگشت و سواران خالد‌بن‌ولید، تنگه عینین را پشت سر گذاشتند و سپاه بی‌سازمان مسلمین را در معرض حمله قراردادند دوباره زنان قریش نیز نقش بایسته خود را ایفا كردند و با دیدن این صحنه یكی از زنان قریش پرچم افتاده قریش را برداشت و سپاه فراری و پراكنده قریش به دور آن گرد آمدند (نگاه به تاریخ طبری، ج3).
در غزوه حنین نیز نقش زنان به ویژه در جبهه بنی‌هوازن چشمگیر بود. وقتی مالك‌‌بن‌عوف، بنی‌هوازن را آماده جنگ می‌كرد، فرمان داد همگی افرادش «همراه زنان و فرزندان و اموال خود حاضر شوند». هدف وی از این كار این بود كه «زن و فرزند و اموال هر مرد را پشت سرش قراردهد كه از آنها دفاع كند» (مغازی، ج3، ص678).
طبق روایتی، آنان «زنان خود را سوار بر شتر پشت صف مردان قرارداده بودند» (همان، ص685). شاید چنین تمهیداتی موجب شد كه در غزوه حنین، بنی‌هوازن پایداری كردند و در مرحله اول جنگ، مسلمین را در آستانه هزیمت قراردادند.
بخش دیگری از نقش‌آفرینی زنان دو طرف در حنین در عرصه جنگ روانی بود. زنی از قبیله خزاعه در روز حنین این‌چنین سرود: آبهای حنین از ماست و نباید از آن بیاشامند و بر آن دست نخواهند یافت.
این رسول خداست و آنها هرگز بر او چیره نخواهند شد.
زنی از مسلمانان این بیت را سرود:
سواران خدا بر سواران لات چیره شدند.
آری خداوند سزاوارتر به ثبات و پایداری است.
(واقدی، ج3، ص696)

________________________________________
*عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع)





نوع مطلب : مقالات علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 8 بهمن 1390 :: نویسنده : زهرا غفاریان
نظرات ()
دوشنبه 7 اسفند 1396 01:01 ق.ظ
وای، طرح بندی بلاگ شگفت انگیز! چقدر سابقه بلاگ نویسی دارید؟
شما وبلاگ نویسی را آسان کردی. نگاه کلی سایت شما بسیار عالی است، بجز محتوای آن!
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:30 ب.ظ
Hi! Do you know if they make any plugins to help with Search Engine
Optimization? I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good results.
If you know of any please share. Thank you!
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:24 ق.ظ
Hmm it looks like your website ate my first comment (it was extremely long) so I guess I'll just sum it up what I submitted and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I as well am an aspiring blog blogger but I'm still new to everything.
Do you have any tips for first-time blog writers?
I'd really appreciate it.
دوشنبه 5 تیر 1396 12:43 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب اصل آیا
واقعا حل و فصل کاملا با من پس از برخی
از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع موفق
به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی که.
من هنوز مشکل خود را با فراز در منطق و
یک ممکن است را خوب به پر همه کسانی شکاف.
در این رویداد شما که می توانید انجام من
را بدون شک بود تحت تاثیر قرار داد.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:15 ق.ظ
Having read this I thought it was really enlightening. I appreciate you finding
the time and energy to put this information together. I once again find
myself personally spending a significant amount of time both
reading and leaving comments. But so what, it was still worthwhile!
جمعه 25 فروردین 1396 09:12 ق.ظ
Aw, this was an exceptionally good post. Taking the time and actual effort to
create a really good article… but what can I say… I hesitate a lot and never seem
to get anything done.
دوشنبه 14 فروردین 1396 06:41 ب.ظ
Hi there, this weekend is nice in favor of me, for the reason that
this moment i am reading this enormous informative post here at my home.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 

قالب وبلاگ