تبلیغات
وبلاگ علمی - پژوهشی دبیران تاریخ منطقه یک تهران - طرح درس بر اساس هوش های چند گانه(MI) (2)
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهرا غفاریان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ علمی - پژوهشی دبیران تاریخ منطقه یک تهران
والعصرOان الانسان لفی خسرOالا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبرO





هوش های چند گانه و كاربرد آن در مدارس

چكیده:                                                                                                سیروس  اسدیان

تاریخچه ی این تفكر كه انسان دارای توانایی ذهنی قابل اندازه گیری است ، حداقل به كتاب فرانسیس گالتون در سال 1869 با عنوان « نبوغ ارثی » برمی گردد . این نظریه سرآغاز نظریه ی روان سنجی جدید در ارتباط با توانایی های ذهنی بود . بعد از ایشان متخصصان زیادی به این عرصه وارد شدند و موجبات پیشرفتهای فراوانی را فراهم آوردند . ازآن جمله می توان به استنفورد بینه، سیمون، ترمن، مریل، وكسلر، هب، ترستون و استرنبرگ اشاره كرد .

بعد از این افراد در سال 1983 هاوارد گاردنر تئوری هوش های چند گانه را مطرح ساخت و عرصه ی تعلیم و تربیت را به كلی دگرگون ساخت . او معتقد بود كه انسان دارای هوش های زیادی می باشد كه در آغاز ایشان به هفت نوع هوش كه عبارتنداز :1- هوش بدنی- جنبشی  2- هوش بین فردی 3- هوش كلامی –زبانی 4- هوش منطقی-ریاضی 5- هوش درون فردی 6- هوش فضایی 7- هوش موسیقیایی ،  اشاره نمود كه بعدها در خلال مطالعات خود دو هوش دیگر تحت عنوان هوش طبیعت گرایی و و هوش وجود شناسی را نیز به این لیست اضافه نمود .

گاردنر نظریه های سنتی هوش را مورد انتقاد قرار داد و اشاره كرد كه آنها تمام توانایی های انسان را در بر نمی گیرند . نظریه ی هوش های چند گانه ابتدا توسط تعدادی از روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت رد شد. اما بعدها مورد توجه زیادی به خصوص در عرصه ی تعلیم و تربیت قرار گرفت .

این تئوری اشاره دارد كه انسان ها دارای تمام این هوش ها هستند اما تركیب این هوش ها در نزد افراد متفاوت است . یكی ممكن است در هوش منطقی-ریاضی قوی باشد و دیگری در هوش موسیقیایی .

با این فرضیه معلمان و متخصصان تعلیم و تربیت بار سنگینی را به دوش خواهند داشت . اولین وظیفه ی آنان شناخت استعدادها و توانایی های دانش آموزان خود می باشد و قبول این نكته كه آنها افرادی منحصر به فرد و بی همتا هستند و در گام دوم متناسب ساختن روش های تدریس با این استعدادهای متنوع می باشد .

این تئوری مورد استفاده ی بسیاری از مدارس در آمریكای شمالی و سایر نقاط جهان قرار گرفت و پیامدهای مثبتی را به همراه داشت . البته كسانی هم بودند كه از كاربرد این تئوری در مدارس انتقادهای فراوانی نمودند به هر حال تأثیر مثبت این تئوری بر فرآیندهای آموزشی در مدارس به راحتی قابل انكار نیست .

كلید وا‍ژه ها: هوش ، هوش های چند گانه ، مدارس.


 

 مقدمه :

هوش با تمام فرآیندهای شناختی انسان درگیر است . همان طور كه بینه   [1]اشاره كرده است : «خوب درك كردن ،خوب استدلال كردن، خوب قضاوت كردن ، همگی فعالیت های اساسی هوش است » . گرچه تفاوت چندانی در ارتباط با طبیعت كلی هوش وجود ندارد ، اما روان شناسان این مفهوم را در سالهای متمادی و در مسیرهای بسیار متفاوتی ، مطالعه و از آن استفاده نموده اند . یكی از افرادی كه اخیراْ در این وادی قدم گذاشته و تئوری نسبتاْ جدیدی را ارائه نموده است ، هاوارد گاردنر[2] می باشد (Glovrer and Bruning, 1949, P. 114)

 

گاردنر در پنسیلوانیا[3] در سال 1943 دیده به جهان گشود . ایشان استاد تعلیم و تربیت در دانشگاه هاوارد می باشد . در سال 1983 تئوری هوش های چندگانه[4] را مطرح ساخت . تئوری گاردنر اشاره می كند كه انسان ها حداقل دارای هفت نوع هوش می باشند كه همگی به یك اندازه مهم می باشند . آنها زبان هایی هستند كه اغلب مردم به واسطه ی آنها با هم ارتباط برقرار می كنند و به واسطه ی تفاوت در توانایی های افراد ، همچنین تفاوت های فرهنگی و آموزشی از هم متمایز و فاصله می گیرند . البته گاردنر در مطالعات بعدی علاوه بر آن هفت نوع هوش دو هوش جدید را نیز به این لیست اضافه نمود .

یكی از كاربرهای مهم مطالعه ی هوش ، تشخیص ضرورت توجه به تفاوت های فردی در برنامه ی درسی در و كلاسهای درس توسط معلمان می باشد . معلمان باید از سطوح شناختی دانش آموزان خود مطلع و بر اساس آن تدریس نمایند . معلمان خوب، به دانش آموزان خود كمك می كنند تا تجارب خود را در شكل های هرچه پیچیده تر و راههای مناسب تر سازمان دهی یا تجدید سازمان كنند آنان باید به این نكته واقف باشند كه ساختارهای ذهنی خود دانش آموزان ، كلید رشد آنها در تمام زمینه هاست . (Glovrer and Bruning, 1949, P. 114)

دیدگاه تئوری هوش های چند گانه :

1- سنجش هوش های چند گانه ی افراد می تواند باعث پرورش یادگیری و روش های حل مسأله شود . آزمونهای كوته پاسخ در این دیدگاه ، مد نظر نمی باشد چرا كه آنها قادر به اندازه گیری مهارت های بین رشته ای[42] یا فهم عمیق دانش آموزان نمی باشد . این آزمون ها اغلب مهارتهای معمولی به یاد سپار ی ( تأكید بر حفظ و تكرار ) و مهارت افراد را در پاسخ به آزمون های كوته پاسخ اندازه گیری می كند .

2- انسان ها دارای تمام این هوش ها هستند، اما هر فرد دارای تركیب متفاوتی از این هوش ها می باشد .

3- ما قادر به بهبود تمام این هوش ها می باشیم ، اگر چه برخی از افراد به سهولت در یكی از این هوش ها نسبت به سایر هوش ها پیشرفت می كنند .

4- انواع مختلفی از هوش ها در انسان ها وجود دارد كه شیوه های متفاوتی از تعامل با محیط بیرونی را منعكس می سازند .

5- تعلیم و تربیت مبتنی بر هوش های چند گانه ایجاب می كند كه معلمان به شیوه های مختلفی ، با توجه به نقاط ضعف و قدرت افراد تدریس و ارزشیابی كنند .

6- معلمان فعالیت های یادگیری را حول محور مباحث و سؤالات سازماندهی می كنند و موضوعات درسی مختلف را با هم مرتبط می سازند . معلمان راهبردهایی را توسعه می دهند كه به دانش آموزان اجازه می دهد تا شیوه های مختلفی از فهمیدن را بروز دهند و به تفاوت خود با سایرین ارزش قائل شوند. (kornhober, Edward, Shirley, 2003)

كاربردهای تئوری هوش های چند گانه در آموزش :

در گذشته مدارس بر پیشرفت هوش منطقی – ریاضی و زبانی تأكید می نمودند (خواندن و نوشتن ). گاردنر خاطر نشان ساخت كه دانش آموزان  به واسطه ی گستره ی وسیعی از آموزش ، جایی كه معلمان از روشها تمرین ها و فعالیت های مربوط به تمام دانش آموزان ( نه فقط آنهایی كه در هوش منطقی – ریاضی و زبانی قوی هستند ) ، بهره می گیرند ،یادگیری بهتری خواهند داشت (Campbell, 2003).

كاربرد نظریه ی هوش های چند گانه ، در آموزش بسیار زیاد می باشد . گستره ی این تئوری از معلم ، زمانی كه با دانش آموزانی كه دچار مشكل می شوند ، مواجه می شود و رویكردهای متفاوتی برای تدریس مواد آموزشی به كار می گیرد تا یك مدرسه كه از این تئوری به طور كامل به عنوان یك چارچوب استفاده می كند، همه را در بر می گیرد (Dickinson, 2001).

گاردنر مطالعه ای را روی 41 مدرسه كه از این تئوری استفاده می كردند ، انجام داد و نتیجه گرفت كه دراین مدارس فرهنگ كار و فعالیت سخت ، احترام و مراقبت از هم وجود دارد ،معلمان و دانش آموزان با هم مشاركت داشته و از هم یاد می گیرند .كلاس های درس، دانش آموزان را از طریق انتخاب های اجباری[43] ، اما معنا دار درگیر فعالیت می كنند .

فواید كاربرد تئوری هوش های چند گانه در مدارس:

1- شاید شما در حالت كلی تواناییهای ذهنی را به عنوان كشیدن یك تصویر ، آواز خواندن ، گوش دادن به  یك موسیقی و دیدن یك نمایش در نظر بگیرید . این فعالیت ها درست به اندازه ی نوشتن و حل مسائل ریاضیات برای یادگیری، امری حیاتی می باشد . مطالعات نشان می دهد كه بسیاری از دانش آموزان كه درآزمون های سنتی عملكرد پایینی دارند ، زمانی كه تجارب كلاس درس ، فعالیت های هنرمندانه ، ورزشی ، موسیقی و... را با هم به نحو مطلوبی ادغام می كند ، آن دانش آموزان به فرآیند یادگیری ،

علاقه ی شدیدی پیدا كرده و عملكرد بالایی از خود نشان میدهند

2- شما با كاربرد این تئوری قادر خواهید بود فرصت هایی را برای یادگیری صحیح بر اساس نیازها ، علایق و استعداد دانش آموزان خود فراهم سازید . دانش آموزان به فعالیت های بیشتری می پردازند و به یادگیرندگانی تبدیل می شو ند كه مدام درگیر امر یادگیری هستند و فعالانه در فرآیند آن شركت می كنند .

 3- مشاركت والدین و جامعه در فرآیندهای آموزشی مدرسه افزایش می یابد .

4- فرصتی برای دانش آموزان ایجاد می شود تا نقاط قوت خود را بروز دهند . این مسأله می تواند منجر به افزایش حس خود- ارج نهی[44] در دانش آموزان شود .

5- هنگامی كه شما به منظور افزایش فهم دانش آموزان تدریس می كنید ، دانش آموزان شما  تجارب آموزشی مثبتی را به دست می آورند و توانایی ایجاد راه حل ها را برای مسائل مختلف در زندگی به دست می آورند .

6- دانش آموزان كنترل زیادی روی هر آن چه كه یاد می گیرند و نحوه ی یادگیری آن دارند .

7- دانش آموزان به مفهوم بالاتری از مسئولیت پذیری نائل می شوند .

8- دانش آموزان به لحاظ تفكر انتقادی ، سازماندهی وارزشیابی اطلاعات و ارائه ی دانش جدید به شیوه ی خلاق ، پیشرفت چشم گیری خواهند داشت .

9- نظام های آموزشی كه این تئوری را به كار گرفته اند ، ادعا میكنند كه این تئوری تعداد

زیادی از راهبردهای موفق تدریس و یادگیری را به شكل جامعی با هم تركیب و ادغام كرده و اغلب دانش آموزان، راههایی را برای موفقیت در یادگیری پیدا می كنند .

10- به معلمان در ایجاد هر چه بیشتر تجارب آموزشی فردی متنوع كمك می كند .

11- به معلمان كمك می كند تا تجارب آموزشی خود- انگیخته را ایجاد نمایند و این امر كمك می كند كه  مفهوم سیال و  روان بودن[45] در كلاس های درس ارتقاء‌ پیداكند .

12- باعث می شود كه معلمان ارزشیابی خردمندانه ای[46] از استعداد های طبیعی دانش آموزان داشته باشند . (Gardner, 2006)

انتقاداتی در مورد كاربرد این تئوری در مدارس :

گرچه این تئوری مزایای زیادی برای فرآیند های آموزشی وپیشرفت آن به دنبال دارد اما عده ای انتقاداتی بر این رویكرد وارد ساخته اند .

انتقادات كاربرد این تئوری در مدارس به سه شكل مطرح شده است :

شكل اول، مخالفانی هستند كه استدلال می كنند این تئوری ممكن است به نوعی ما رابه سمت نسبیت گرایی ذهنی[47] بكشاند كه در آن شكست ها و ناكامی های دانش آموزان به دلیل داشتن هوش های متفاوت توجیه می شود . آنان ادعا می كنند كه هر گونه طرفداری از این عقیده كه تمام دانش آموزان به یك اندازه مستعد و توانا هستند ، به شیوه های گوناگون ما را به سمت كاهش یا گسترش برنامه های خاص یا ویژه رهنمون می سازد . گاردنر این انتقاد را رد كرده و معتقد است كه نظریه اش هرگز به دنبال این نیست كه اظهار كند تمام افراد به یك اندازه استعداد دارند و نظریه اش هیچ وقت منجر به این پیامد برای برنامه های خاص نمی شود.

دومین انتقاد اساسی این است كه این مسأله خیلی اغراق آمیز است كه ما ادعا كنیم فردی ممكن است در یك هوش در سطح عالی باشد در حالی كه در  هوش دیگر در سطح ضعیف قرارداشته باشد . حیطه های چند گانه ی آزمون های هنجار شده ی هوش، همچون آزمون وكسلر و استنفورد بینه ، نشان دادند كه تمام حیطه هایی كه مورد آزمون قرار گرفته به نوعی با هم همبستگی كامل دارند .

سومین انتقاد این است كه معاف كردن دانش آموزان از انجام برخی فعالیت ها در حیطه های مختلف توسط معلمان با این استدلال كه در آن حیطه ضعیف می باشند ، ریسك بزرگی به نظر می رسد . ممكن است برخی از دانش آموزان قادر نباشند به درستی مهارت خواندن و نوشتن را انجام دهند اما با وجود این نیازمند یادگیری این مهارت ها در سطح مطلوب می باشند . مهمترین هدف برای دانش آموزان این است كه در تمام حوزه هایی كه توسط گاردنر ، به عنوان هوش معرفی شده پیشرفت حاصل كنند . 

علاوه بر این یك خطر مهم در این راستا در ارتباط با ایجاد حس حقارت در برخی حیطه ها در بین دانش آموزان وجود دارد . دانش آموزانی كه بر چسب ضعیف بودن در حیطه ی ریاضی می خورند ، دیگر انگیزه ی كافی برای  كسب مهارت و پیشرفت در این حوزه را از دست خواهند داد(klein,1997).

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری :

با توجه به آنچه گذشت می توان بیان كرد كه هوش برخلاف دیدگاه سنتی یك توانایی ذهنی محدود نیست ، بلكه عبارتست از توانایی حل مسایل و مشكلات یا ایجاد راه حل ها و نتایجی جدید كه در یك یا چند فرهنگ ارزشمند است . انسان دارای هوش های مختلفی می باشد ، لذا مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت، باید دیدگاه و چارچوب ذهنی خود را تغییر داده و به تفاوت های ذهنی افراد و علایق و نیازهای آنان توجه خاص ئاشته باشند و فر آیند های آموزشی را متناسب با نیازهای دانش آموزان خود ازند . ما در حوزه ی تعلیم و تربیت از این تئوری چه در سطح كلان یعنی برنامه ی درسی در سطح ملی و چه در سطح خرد یعنی كلاس درس و توسط معلم استفاده های زیادی داشته ایم .این تئوری فواید زیادی هم برای معلمان و هم برای دانش آموزان و فرآیند یادگیری خواهد داشت و غفلت از آن پیامدهای منفی را به دنبال خواهد داشت .


 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 مهر 1394 :: نویسنده : زهرا غفاریان
نظرات ()
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 06:23 ق.ظ
I've been browsing on-line greater than three hours lately, yet
I never discovered any fascinating article like yours.
It's pretty value enough for me. In my opinion, if all site owners and bloggers made
just right content material as you did, the net will probably be a lot more useful than ever before.
شنبه 18 شهریور 1396 05:52 ب.ظ
Spot on with this write-up, I really feel this web site needs much more attention. I'll probably be
back again to read more, thanks for the information!
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:44 ب.ظ
It's amazing to visit this web site and reading the views of all friends
concerning this post, while I am also keen of getting knowledge.
شنبه 14 مرداد 1396 08:42 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your post.
I like to write a little comment to support you.
یکشنبه 18 تیر 1396 11:10 ب.ظ
Precisely what I was searching for, thanks for putting up.
یکشنبه 4 تیر 1396 04:29 ب.ظ
I am very happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and not
the random misinformation that is at the other blogs.
Appreciate your sharing this greatest doc.
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 06:47 ق.ظ
you are really a excellent webmaster. The web site loading pace is incredible.
It seems that you're doing any unique trick. Moreover, The contents are masterwork.

you have done a great task in this topic!
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:23 ق.ظ
Hi there, i read your blog from time to time and i own a similar one
and i was just wondering if you get a lot of spam feedback?

If so how do you stop it, any plugin or anything you can advise?
I get so much lately it's driving me mad so any support is very
much appreciated.
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:34 ب.ظ
I am not sure where you're getting your info, but
great topic. I needs to spend some time learning much more
or understanding more. Thanks for excellent information I was looking for this information for my mission.
جمعه 11 فروردین 1396 10:09 ق.ظ
Informative article, just what I was looking for.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 

قالب وبلاگ